دوشنبه ۲۲ فروردین ۰۱ ۱۶:۲۷ ۲۸ بازديد
مثل نویسی صفحه ۳۲
(از یک گوش میگیرد و از یک گوش در میکند)
بیایید با هم روراست باشیم. چندبار به نصیحت های مادربزرگتان راجب اخلاق یا هرچیز دیگری عمل کردید؟چند بار به چیز هایی که مادرت راجب درست میگوید محل گذاشتید؟خیلی از ماها وقتی چیزی که برخلاف علاقه مان است میشنویم به آن بی محلی میکنیم و سریع ازکنارش میگذریم.
وقتی نمیخواهیم بشنویم و عمل کنیم یک گوشمان در است و دیگری دروازه.همینطور که میشنویم و سری تکان میدهیم که طرف تمامش کند از گوش دیگرمان همه اش را بیرون میریزیم.نگویید نه که هم من میدانم هم خودتان از من بهتر میدانید.
حالا من هم میخواهم نصیحت کنم اگر میخواهید یک چشمتان در باشد و دیگر چشمتان دروازه بقیه متن را نخوانید.حالا جدا از شوخی بعضی از همان نصیحت ها درسی از یک عمر زندگی کردن است و با شنیدن انها نباید انقدر راحت از کنارشان بگذریم.
والله حتما نباید سرمان به سنگ بخورد که. چرا از تجربه شکسته شدن سر های بقیه استفاده نکنیم تا در راه زندگی سرمان نشکند؟تازه میتوانیم روش های جدید شکستن سر را هم امتحان کنیم تا بعدا به بقیه بگوییم.
ولی هر چقدر که تا بحال ضرر کردید و در دروازه گوش دومتان را نبستید بیایید از الان با هم عاقل باشیم و نزاریم دروازه باز بماند. ان گوشی که همه درسهای زندگی و چیز های خوب را بیرون میریزد را باید کند و انداخت دور.مگر نه؟
پایان
- ۰ ۰
- ۰ نظر